شمس الدين حافظ

625

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

541 - « هشيار شو » ساقى بيا كه شد قدحِ لاله پر ز مى * طامات تا به چند و خرافات تا به كى ؟ بگذر ز كبر و ناز كه ديده‌ست روزگار * چينِ قباى قيصر و طَرفِ كلاه كى هشيار شو كه مرغِ چمن مست گشت هان * بيدار شو كه خوابِ عدم در پى است ، هى خوش نازكانه مىچمى ، اى شاخ نوبهار * كاشفتگى مبادت از آشوبِ بادِ دى بر مِهرِ چرخ و شيوهء او اعتماد نيست * اى واى بر كسى كه شد ايمن ز مكر وى فردا شراب كوثر و حور از براى ماست * و امروز نيز ساقى مهروى و جامِ مى باد صبا ز عهد صِبى ياد مىدهد * جان دارويى كه غم ببرد در ده اى صُبَىّ حشمت مبين و سلطنت گل كه بسپرد * فراشِ باد هر ورقش را به زير پى در ده به ياد حاتمِ طى ، جامِ يك‌منى * تا نامهء سياه بخيلان كنيم طى زان مى كه داد حسن و لطافت به ارغوان * بيرون فكند لطف مزاج از رخش به خَوى مسند به باغ بر كه به خدمت چو بندگان * استاده است سرو و كمر بسته است نى حافظ حديثِ سِحْرفريبِ خوشت رسيد * تا حدِّ مصر و چين و به اطرافِ روم و رى * توضيحات : قدح لاله . . . ( فصل بهار رسيد ) طامات ( رسوم و عادات صوفيانه - لاف و خودنمايى صوفيانه ) خرافات ( افسانه‌هاى شبانه ) كبر ( غرور ) هان ( شبه جمله - باخبر باش ) مرغ چمن ( بلبل ) خواب عدم ( مرگ ) نازكانه ( به خوشى و شادى - قيد حالت ) مىچمى ( مىخرامى - حركت مىكنى ) اى شاخ نوبهار ( جانان - محبوب ) مباد ( فعل دعايى - الهى نباشد ) آشوب ( پريشانى - تشويش - غوغا ) مهر چرخ ( بر سازگارى روزگار ) فردا ( مجاز از قيامت ) امروز ( دنيا ) كوثر ( جويى در بهشت ) صبى ( جوانى - طراوت توأم با عشق ) صبى ( كودك خردسال - جناس ) حشمت ( بزرگى ) مبين ( توجه مكن ) زير پى ( زير پا ) ورق ( برگ درخت ) در ده ( بده ) حاتم طى ( حاتم طايى - بخشنده معروف ) كنيم طى ( درهم بپيچيم ) بخيلان ( خسيسان ) معنى بيت ( 10 ) ( اى ساقى به ما از آن شراب بده كه بر خوبى و لطف چهرهء ارغوان مىافزايد و چون دلبر جرعه‌اى از آن بنوشد ، لطافت چهرهء وى را از عرقى كه بر چهره‌اش مىنشيند ، نمودار سازد ) مسند ( تكيه‌گاه - تخت ) معنى بيت ( 12 ) ( اى حافظ ، سخن زيباى سحرآميز تو تا سرحد مصر و چين و تا انتهاى روم و رى رسيده است ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيت 1 و 2 و 3 فرمايد : ( اى ساقى بيا كه قدح لاله از باده پر شده است و فصل بهار رسيد تا كى رسوم و عادات صوفيانه و افسانه‌هاى شبانه ؟ ) ( از غرور و ناز بگذر و آن را ترك كن ، زيرا روزگار چين قباى قيصر و ترك كلاه شاهى چون كيكاوس را ديده است ) ( بيدار باش زيرا بلبل با عشق گل مست گشت پس از خواب غفلت بيدار شو و آگاه باش كه خواب عدم در پى است ) خود تفسير كنيد . 2 - اگرچه بايد به فكر آينده بود اما نبايد حال را فداى آينده كرد زيرا زمان را از دست مىدهيد . 3 - اين نيت با صبر و شكيبايى قابل اجراست و به زودى مراتب انجام آن پديدار مىگردد و مژدهء آن خواهد رسيد پس بر شماست كه با توجه به تمام جوانب كار ، اقدامات لازم را در سرعت بخشيدن به آن انجام دهيد . 4 - با كسى كه در اين كار باتجربه مىباشد ، مشورت كنيد و از او كمك بگيريد تا شاهد مقصود را در آغوش بگيريد . 5 - به زودى نامه‌اى دريافت خواهيد كرد كه باعث سود فراوان خواهد شد و ترقى شما را دربردارد . 6 - فرزندم ، با توجّه به بيت‌هاى اين غزل خصوصيّات شما چنين است : داراى استعدادهاى خاص ، رؤياهاى عجيب و غريب ، خيال‌پرداز ، عاشق گردش و محافل و مجالس ، باايمان ، خودرأى ، متفكر ، علاقه‌مند به زندگى ، فداكار ، لجباز ، گرم‌مزاج ، شوخ‌طبع ، طنزگو ، ولخرج ، عاشق خريد لباس و مهربان .